گوش کن می خواهم چیزی برایت تعریف کنم. دوستی به تازگی در مورد تو می گفت...
همسایه حرف او را قطع کرد و گفت:
قبل از اینکه تعریف کنی بگو آیا حرفت را از میان سه صافی گذراند ه ای یا نه؟
- کدام سه صافی؟ - اول از میان صافی واقعیت.آیا مطمعنی چیزی که تعریف می کنی واقعیت دارد؟ -نهُ من فقط آن را شنیده ام . شخصی آن را برایم تعریف کرده است
- سری تکان داد و گفت:
پس حتما آن را از میان صافی دوم یعنی خوشحالی گذرانده ای . مسلما چیزی که میخواهی تعریف کنی حتی اگر واقعیت نداشته باشد باعث خوشحالی ام می شود.
- دوست عزیز، فکر نکنم تو را خوشحال کند
- بسیار خوب، پس اگر مرا خوشحال نمیکند حتما از صافی سوم یعنی فایده هم رد شده است.
آیا چیزی که می خواهی تعریف کنیُُ برایم مفید و به دردم می خورد
- نه، به هیچ وجه!همسایه گفت:
پس اگر این حرف، نه واقعیت دارد، نه خوشحال کننده است و نه مفید،
آن راپیش خود نگهدار و سعی کن خودت هم زود فراموشش کنی...
توجيه
اشاره
در اين مقاله ابتدا توانايي عقل در رسيدن به واقع به عنوان يك سؤال اساسي مطرح و سپس با تقسيم علوم به حضوري و حصولي توضيح داده شده است كه در علوم حضوري، واقع، نزد عالم حاضر است لذا سؤال از مطابقت با واقع در مورد آن خطاست بلكه علم در مورد آن، عين واقع است و خطا در آن راه ندارد. ولي در علم حصولي مطابقت معنا دارد هر چند در بديهيات اوليه مطابقت، قطعي و محرز است. در بديهيات، علتِ تصديق، تصور موضوع و محمول و نسبت بين آن دو است و اين علت هميشه در تصديقات بديهي وجود دارد، يا به صورت خودآگاه و با علم تفصيلي و يا به صورت ناخودآگاه و علم اجمالي.در ادامه مقاله چنين نتيجه گرفته شده است كه اين علم، معرفت حقيقي است گرچه دليل آن را ندانيم زيرا دليل و علت يقين مطابق با واقع جزء تعريف موقت حقيقي محسوب نميشود بلكه طريق بدان به شمار ميآيد و طريق به چيزي، جزء حقيقت آن چيز محسوب نميگردد، مگر اينكه بخواهيم جعل اصطلاح كنيم يا با توجه به اهداف خاصي بخواهيم تعريف ارائه بدهيم.در ادامه مقاله، نقض گتيه به تعريف معرفت حقيقي (باور صادق موجه) مطرح و مورد ارزيابي و نقد قرار گرفته است. در واقع مثالهاي نقض گتيه به اموري حسي و تجربي است كه اصولاً يقينآور نيستند و نوبت به يقين مطابق با واقع نميرسد.يكي از مباحث محوري در معرفتشناسي...
ما بقي در ادامه مطلب
ادامه مطلب...
